۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۹
میراث سوئیس برای کردها

سرویس جهان- بر اساس تحلیلی که در مرکز مطالعات کردی منتشر شده، بسیاری از بحران‌های یک قرن اخیر درباره مسئله کردها، ریشه در ترتیبات سیاسی پس از پیمان لوزان دارد؛ توافقی که منافع قدرت‌های بزرگ را بر مطالبات ملی کردها ترجیح داد.

به گزارش کردپرس، لوزان برای بسیاری از مردم جهان، نام شهری آرام در سوئیس است؛ اما برای کردها، بیش از آنکه یک شهر باشد، نام پیمانی است که مسیر یک قرن سیاست ترکیه در قبال هویت کردی را شکل داد. پیمانی که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، مرزهای جمهوری نوپای ترکیه را تثبیت کرد، اما در همان حال، مسئله کردها را از دستور کار جامعه بین‌المللی حذف کرد.

پیمان لوزان، برخلاف پیمان سور که به‌طور محدود از امکان تشکیل موجودیت کردی سخن گفته بود، تمامی آن تعهدات را کنار گذاشت و زمینه را برای شکل‌گیری دولتی فراهم کرد که بر اصل «یک ملت، یک زبان و یک هویت» بنا شد. از آن زمان، کردها تنها به‌عنوان بخشی از جمعیت ترکیه تعریف شدند و حقوق سیاسی و ملی آنان از معادلات رسمی حذف شد.

ترکیه مدرن تنها وارث سرزمین عثمانی نبود، بلکه وارث نظم سیاسی لوزان نیز شد؛ نظمی که بقای آن در گرو نادیده گرفتن هویت کردها بود. این پرسش مطرح می‌شود که آیا قدرت‌های غربی واقعاً در برابر مصطفی کمال آتاتورک شکست خوردند یا اساساً شکل‌گیری جمهوری ترکیه را به گونه‌ای مدیریت کردند که هم منافع خود حفظ شود و هم از ظهور یک کیان کردی جلوگیری شود. سیاست بریتانیا و فرانسه بیش از آنکه بر حقوق ملت‌ها استوار باشد، بر حفظ توازن قدرت در خاورمیانه استوار بود.

این تحلیل سپس به ترکیه امروز می‌رسد. هرچند در دو دهه گذشته برخی اصلاحات محدود درباره زبان و فرهنگ کردی انجام شده، اما این اصلاحات هرگز به معنای پذیرش واقعی هویت کردی نبوده است. اجازه پخش برنامه‌های کردی با محدودیت زمانی، الزام به استفاده از زیرنویس ترکی، محدودیت در آموزش زبان کردی و حتی ممنوعیت استفاده از برخی حروف الفبای کردی مانند Q، W و X در نام‌گذاری کودکان، از جمله نمونه‌هایی است که برای نشان دادن تداوم نگاه امنیتی دولت ترکیه به مسئله کردها برمی‌شمارد.

با استناد به پژوهش حمیت بوزارسلان می توان استدلال کرد که این محدودیت‌ها، ریشه در همان چارچوبی دارند که لوزان برای جمهوری ترکیه ایجاد کرد؛ چارچوبی که تنها اقلیت‌های تعریف‌شده در پیمان لوزان را به رسمیت شناخت و کردها را خارج از این تعریف قرار داد. از همین رو ، بسیاری از اصلاحات انجام‌شده در عمل نتوانسته‌اند مسئله کردها را حل کنند و بیشتر جنبه تاکتیکی داشته‌اند.

سیاست‌های رجب طیب اردوغان را نیز در امتداد همین میراث تاریخی ارزیابی می‌شود. اردوغان، با وجود فاصله گرفتن از برخی مؤلفه‌های کمالیسم، در مسئله کردها همچنان در چارچوب لوزان حرکت کرده و تلاش داشته است تمامیت ارضی و الگوی دولت-ملت ترکیه را حفظ کند. عملیات‌های نظامی ترکیه در شمال سوریه و عراق، بهره‌گیری از گفتمان مذهبی در این عملیات‌ها و مخالفت با هرگونه شکل‌گیری موجودیت سیاسی کردی در مرزهای جنوبی، همگی ادامه همان منطق امنیتی هستند که یک قرن پیش پس از لوزان تثبیت شد.

اگرچه متن پیمان لوزان همچنان معتبر است، اما تحولات یک قرن گذشته نشان داده است که مسئله کردها با نادیده گرفتن از میان نمی‌رود. تجربه خودگردانی کردها در سوریه، جایگاه اقلیم کردستان عراق و تداوم مطالبات سیاسی و فرهنگی کردهای ترکیه، نشان می‌دهد پرسشی که در لوزان بی‌پاسخ ماند، همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاست داخلی و منطقه‌ای ترکیه است. به همین دلیل، «لوزان زبان کردی را نمی‌شناخت، اما تاریخ، آن را ناگزیر از شنیدن این زبان کرده است.»

مرکز مطالعات کردی

کد مطلب 2797678

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha